تبليغاتX
KHAFANB .:::. بزرگترين مرکز دانلود
منو کاربری
پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم.اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد.براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد.
لينك دوستان
چت با مديــر
قديم نديما
:: تـــبـــليـــغــات ::

www.kzyas.veb.ir

می دونید چی اذیتم می کنه ؟

این که گاهی فکرمی کنم دارم احساسمو خرج کسی می کنم که

تاهمیشه با من نمی مونه ....

البته خودش که می گه منو تاهمیشه می خواد .....

نمی دونم ... الان حرفاشو باور می کنم ...

اما چند سال دیگه .......

می خوام برم با یکی حرف بزنم...یکی که ازخودم بزرگ تره واین چیزا بیشتر

سرش می شه.... آدم مورد اعتماد وکار درستیه .....

نمی دونم کی می تونه کمکم کنه ! ...

[+] نوشته شده توسط رضا در 7:14 بعد از ظهر | |

سلام عزیزم

عزیزم چطوری ؟  خوبی ؟ فکر نکن فراموشت میکنم چون تا همیشه دوستت دارم و برات می نویسم و منو ببخش که دیر و دیرتر برات می نویسم
ولی نمیدونم شاید دارم از دستت میدم براای همیشه
نمیخوام از دستت بدم ولی شاید دیگه نتونم برای خودم کاری کنم با این وعیت بحرانی و عجیب

شاید  یه  روز  برای  همیشه  ازت  خداحافظی  کنم  شاید اون موقع نتونم به زندگی امیدوار باشم

خلاصه بهت بگم دوستت دارم

[+] نوشته شده توسط رضا در 7:10 بعد از ظهر | |

با سلام

برای قرار دادن تبلیغات خود در این قسمت فقط کافیست یک پی ام به آیدی ما ارسال کنید و در آن آدرس وبلاگ و آدرس لوگو (عکس) تبلیغاتی خود را قرار دهید.

عکس تبلیغاتی حتما باید در سایز ۱۲۰*۲۴۰ باشد.

آیدی ما : rezadada_212

با آرزوی موفقیت برای شما 

[+] نوشته شده توسط رضا در 6:50 بعد از ظهر | |

ازدردها متولد شدم و در تمام شعرهای محزون خواهه حسرتم

.

اما پا بر جایم و هنوز مقاوم و بر غربت. غصه. سختی ها ایستاده ام



در شبهای ظلمانی مظلومانه خانه ای اختیار کردم برای انزوای درد الود شبانه



اما هنور شبها خدا را بی خواب میکنم و هنوز نظر بر اسمان دارم تا دری برویم بگشاید



عمری با ظالمان.مظلومان .عاشقان و غریبان.شاهان و گدایان به سر کردم و تو را در غالب



تک تک انها دیدم اما هنوز با جداییها با ستمها. با غمهایی که قطره قطره اب می شوند سر به



سرم و فراقت مرا از پای در نیاورده و هنوز زنده ام.



دری در اسمان برویم گشوده شده و کارنامه زندگی در دستم .بدیهایم در دردها و خوبیهایم



در با تو بودن ثبت شده اند. حالا چه خوب و چه بد باید غربتم و غصه هایم. با خرده



امیدهایم چه صعب و چه سهل وداع گویم



اما هنوز هم امیدوارم که در اخرین



غروب این ستارگان دفتر تلخ جدایی را



با فصلی شیرین از وصال پایان دهم



اما هنوز........



" قبول کن به اندازه یک نفس"



احتیاج دارم به تو

[+] نوشته شده توسط سمانه خانوم در 7:29 قبل از ظهر | |

سلام !

این همون نامرده که پیشنهاد ازدواج منو قبول نکرد. ای تف بر غیرتت . نیگاه کنید حالا رفته با یه یارو ازدواج کرده و یه دختر هم داره .

خب،بی خیال . اینم از عکس :

                  استفاده از عکس با ذکر منبع آزاد است

                                                             بــــــــــــــــــای

[+] نوشته شده توسط رضا در 4:32 بعد از ظهر | |

سلام دوستان !

جون من نیگاه کنید چه جوری این حیوون زبون بسته رو این فتوشاپ نامرد اذیت میکنه.

آخه خدارو خوش میاد که اینجوری اذیتش کنن ...

[+] نوشته شده توسط رضا در 4:28 بعد از ظهر | |

سلام جیگرم ! حالت چطوره ؟

ایشالله که سلامت و تندرست باشی.

برای این پست ۳تا عکس متحرک بسیار بسیار زیبا و کاملا عشقولانه براتون آوردم.

امیدوارم ببینید و لذت ببرید ...

The image “http://lklklklklklklklklk.blogfa.com/Photo/l/lklklklklklklklklk.gif” cannot be displayed, because it contains errors.

خب،حال کردید ؟ نظر فراموش نشه دوست عزیز.

دوستون دارم زیاد                    منو نبرید از یاد

بــــــای بـــــــای

[+] نوشته شده توسط رضا در 4:23 بعد از ظهر | |

سلام من به شما دوستان !

همین طور که میبینید یه نوسنده به نام سمانه خانوم به جمع ما اضافه شده.من از ایشون خواهش کردم مه بیان و نویسندگی وب رو بر عهده بگیرند،گرچه من خودم هم هستم و شما رو تنها نمیگزارم ولی از ایشون خواهش کردم و ایشون هم قبول کردند .

پس یادتون نره از این به بعد من و سمانه خانوم به وب پست میدیم.

خیلی خیلی دوستتون دارم ... 

بــــــــــــــــــــای    

[+] نوشته شده توسط رضا در 4:9 بعد از ظهر | |

سلام دوستان !

اینم از این پست که درباره ی الهام حمیدی و یه سری از عکس های زیبا و فوق العاده ی اون هست.

یه نمونش رو اینجا میزارم و بقیه رو لطف کنید و توی ادامه مطلب ببینید ...

      

 


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط رضا در 4:3 بعد از ظهر | |

سلام عزیزان !

من برای این پست با یه گونی اس ام اس اومدم تا بهتون بگم که خیلی دوستتون دارم و خاک زیر پاتونم.

اینم از اس ام اس ها :

شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش: من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه تو فانوس شب من باشي

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگي زيباست زشتي‌هاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان مي‌گذرد... آنچه تقدير من و توست همان مي‌گذرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سرنوشت تصميم ميگيرد كه تو در زندگي با چه كسي ملاقات كني اما تنها قلب توست كه مي تواند تصميم بگيرد چه كسي در زندگي تو باقي ميماند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقتي کسي به تو گفت که از ته دل دوستت دارم، مواظب باش. چون هنوز جايي در بالاي دلش براي ديگران هست

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امشب دیگر سکوت را بشکن٬ يگانه ام! ببین این منم٬ این منم که به کلبه عشقمان بازگشته ام! جای تو خالی است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن* هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گفتي که دنيا را پر از غم دوست داري پس مطمئن هستم مرا هم دوست داري گفتي نميخواهي ببارم عشق اما شعر غريبي را که گفتم دوست داري

ــــــــــــــــ

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي

ــــــــ

اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست

ــ

باز در كلبه ي عشق عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد .

 

جون من حال کردید. حالا نظرتونو در مورد این اس ام اس ها بگید ... .

[+] نوشته شده توسط رضا در 3:46 بعد از ظهر | |

سلام دوستان بامرام !

بازم براتون یه عکس باحال آوردم.

دختر به این زیبایی و خوشکلی دیدید.مطمئنم ندیدید !!! من پسرم ولی از این دختره خوشکل ترم ...

اینم از عکس :

               

[+] نوشته شده توسط رضا در 1:2 بعد از ظهر | |

تو هستی و نور تو! تو هستی و صدایت. و من آرام آرام تکرار می کنم نام تو را در ذهنم. در روز هایم حضور داری و در شب هایم قصه هایت را زمزمه می کنی. من در نبودنت ، تو را حس می کنم. من در نبودنت ، با خیال تو حرف می زنم. با کتاب هایت،با آسمانت، با نور چشمانت که عکس ها به من هدیه می کنند. من روز ها وقتی خیابان ها را می پیمایم، حس می کنم که هستی و کنار من، قدم به قدم راه می روی. من شب ها وقتی به آسمان تو خیره می شوم، حس می کنم که هستی و کنار من، ستاره ها را به میهمانی حضورت دعوت می کنی. من در خواب هایم تو را حس می کنم. با تو شاد می شوم. با تو حرف می زنم، با تو گریه می کنم. و رویاهایم را با تو نقاشی می کنم. مداد های رنگی ام تمام می شود ، اما تو باز هم رنگ داری، نور داری... من ، ستاره ام. نمی دانم از کجای این کهکشان بزرگ افتاده ام روی زمین . نمی دانم تو را در کدامین صورت فلکی پیدا کردم. نمی دانم چگونه نورت را به من دادی. نمی دانم که در کجای این آسمان بلند می توانم تو را پیدا کنم و جز انتظار چیزی ندارم. دلم برایت تنگ شده. دلم برای لحظه های خوب حضور تو تنگ شده. نمی دانم چند بار باید مدار دل تنگی های زمین را بپیمایم تا تو بیایی. نمی دانم چند شهاب را باید برای رسیدن به آرزویم به زمین بخوانم. آیا می توانم دوباره ببینمت. آیا هیچ شهابی آرزوی مرا بر آورده خواهد کرد؟ نمی دانم... اما منتظر می مانم. تمام شهاب ها را به زمین دعوت می کنم و در سقوط هر شهابی بودنت را آرزو می کنم. من، ستاره ام. ستاره ای که هیچ گاه باور نکرد ستاره است و تو ستاره بودن را به او هدیه کردی. من حالا ستاره ام. نمی بینمت! اما می دانم هستی آسمانم را روشن کن... مرا رها کن و چشم هایم را به تماشای آسمانت دعوت کن

[+] نوشته شده توسط سمانه خانوم در 7:44 قبل از ظهر | |

سلام به شما

اینم از مدل های جدید گوشی سونی اریکسون



K530



W910



W960



K850



T650

خوشکل هستن نه ؟ نظر شما چیه ؟

[+] نوشته شده توسط رضا در 9:42 بعد از ظهر | |

 

ترجمه قالب های لینک باکس به سیستم جاست پرشین

 

 

 

ترجمه قالب های لینک باکس به سیستم Just Persian

 

با سلام ... اگر در جاست پرشین لینک باکس دارید یا از این سرویس در سایت جاست پرشین استفاده میکنید حتما این مطلب رو بخونید.

 

سایت جاست پرشین قالب های کمی برای لینک باکس گذاشته و این قالب ها گرافیک خوبی هم ندارند و بیشتر کسانی که تو سایت لینک باکس دارند مجبورند که از این قالب ها استفاده کنند.چون قالب دیگه ای نیست که ازش استفاده کنند.

 

اما من این مشکل رو براتون حل کردم.شما فقط کافیه آدرس صفحه ای که کد لینک باکس توش هست رو به من بدید و من در کوتاه ترین زمان ممکن قالب رو به جاست پرشین ترجمه میکنم.

 

تذکر : قالب های هر سیستمی (میهن بلاگ،بلاگفا و ... ) به جاست پرشین ترجمه میشه و هیچ محدودیتی برای هیچ سیستمی وجود نداره.

 

توجه ! توجه !

 

من یک لینک از وبلاگ خودم تو لینک باکس میزارم و شما نباید این لینک رو از لینک باکس حذف کنید،و اگر نه قالب برای شما ترجمه نمیشه و خودتون ضرر میکنید.دیگه من که دارم واستون قالب ترجمه میکنم حق منو ضایع نکنید.

 

خب دیگه حالا میتونید آدرس صفحه مورد نظری که قالب لینک باکس توشه رو از طریق نظرات برای من بفرستید.

 

لازم به ذکر است که قالب های فرستاده شده حداکثر پس از دو یا سه روز به فرد مورد نظر تحویل داده خواهد شد.

 

 

با تشکر از همکاری شما دوستان ::: مدیر وبلاگ : رضا

[+] نوشته شده توسط رضا در 9:35 بعد از ظهر | |

سلام دوستان !

حالتون چطوره ؟ ببخشید یه چند روز نبودم کار داشتم.به هر حال اومدم.

از نظرهای خوب و توپ شما بی نهایت سپاسگذارم.خب برای این پست یه چیز باحال آوردم.

من که به خوبی نگرفتم منظور این تصویر چیه !!! شما اگه میدونید بگید تا ببینیم چیه ؟

اینم از عکس :

             

[+] نوشته شده توسط رضا در 9:29 بعد از ظهر | |

سلام به شما عزیزان !

بازم یه عکس دیگه از دو جنس مخالف که دارند با هم لب میگیرند.خب حق دارن عاشق هم هستن دیگه.منم خیلی عاشق شما هستم.کدوم یکی تون دختره ؟ حاظرم با هاش لب بگیرم ! شوخی کردم به دل نگیرید.ولی واقعا عاشقتون هستم.چون مطالب جالب و باحال و عشقی رو براتون میزارم.

اینم از عکس ...

                    

[+] نوشته شده توسط رضا در 3:8 بعد از ظهر | |

1-      به ترکه میگن چرا پرانتزی راه میری میگه : چون وسطش چیز مهمیه !

2-      به خروسه میگن چرا سرما خوردی میگه : از یه مرغ منجمد لب گرفتم!

3-      ترکه میره پیتزا میخوره  بربری میاد تو خوابش میگه: آهای بی وفا دیگه دوستم نداری؟

4-      به طرف میگن از چه تیم فوتبالی خوشت میاد ؟ میگه : قربون جدش برم ! آ سد میلان

5-      به ترکه میگن پاشو سحره. میگه : بزار بخوابم. خودم فردا بهش زنگ میزنم

6-      به لره میگن چرا لخت اومدی جبهه ؟ میگه :  مگه قرار نیست به دشمن تجاوز کنیم ؟

7-      از حیرونی نگاهت . از تپش قلبت . ار هایوهوی درونت. از قر کمرت . معلومه که... باید بری دستشویی

8-      اگر عاشق شدی در شهر غربت ....سوار خر شو برگرد ولایت

9-      @#$%^&*)" خودتو خسته نکن این اس ام اس رو افسر مین جانگو واسه یانگوم فرستاده!!

10-   سه کار غیر ممکن :شالیکاری در قزوین . تشخیص هویت در رشت . آدم شناسی در اردبیل.

[+] نوشته شده توسط رضا در 3:2 بعد از ظهر | |

سلام !

بده ! بده ! بده بابا این کارا چیه ! آخه آدم اینقدر جوگیر میشه.

دیگه چی بگم ؟ خودتون ببینید دیگه :

 

                             

                                                               بای

[+] نوشته شده توسط رضا در 2:57 بعد از ظهر | |

با سلام خدمت بازدید کنندگان محترم :

وبلاگ خفن بی آمادگی تبادل لینک با وبلاگ شما را دارد. برای این منظور ابتدا لینک ما را با مشخصات زیر در وبلاگ خود ثبت کنید سپس در قسمت نظرات لینک خود را بگذارید تا لینکتان ثبت گردد. با تشکر از شما

عنوان وبلاگ ما : خفن بی 

آدرس لینک ما  : www.khafanb.blogfa.com

         

[+] نوشته شده توسط رضا در 2:50 بعد از ظهر | |

سلام به شما گل های باغ زندگی !

حالتون چطوره ؟ خوبید !

تو این پست یه عکس از کسی که میدونم همتون دوستش دارید رو براتون آوردم.

خودم عاشقشم.البته یه بار بهش پیشنهاد ازدواج دادم ولی نامرد قبول نکرد  .

بی خیال ... عکسو حال کنید

[+] نوشته شده توسط رضا در 2:42 بعد از ظهر | |

سلام به روی ماهتووووون !

اینم یه سری جوک موک توپس !

به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

 

 اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!

 

      پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

 

             يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!

 

پدر:« پسر جان! وقتي من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمي گفتم.»
پسر:« پدرجان! ممكن است بفرماييد كه دروغگويي را از چه سني شروع كرديد؟»

 

پزشك:« متأسفانه چشم شما دوربين شده.»
بيمار: «آخ جان! پس مي توانم يك حلقه فيلم بيندازم توش و چند تا عكس بگيرم.»

 

اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:
« اين جا چهار راه سعدي است؟»
شاگرد راننده گفت:« نخير، اين جا ستون فقرات بنده است.»

 

پسري به پدرش گفت:« پدرجان! يادتان هست كه مي گفتيد اولين دفعه كه ماشين پدرتان را سوار شديد، ماشين را درب و داغان برگردانديد خانه؟»
پدر: «بله پسرم!»
پسر: «باز هم يادتان هست كه هميشه مي گوييد تاريخ تكرار مي شود؟»
پدر:« بله پسرم!»
پسر: «خب، امروز بار ديگر تاريخ تكرار شد.»

 

مشتري: « اين كت چند است؟»
فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»
مشتري: « واي! اون يكي چي؟»
فروشنده: « دو تا واي!»

 

روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي كند.»
شخص عيادت كننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»

 

شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.

 

اولي:« از بس استراحت كردم، خسته شدم.»
دومي:« خب يك كم استراحت كن.»

 

معلم: «مريم! اگر هم شاگردي ات، سارا، هزار تومان به تو بدهد و
دوباره پانصد تومان ديگر هم بدهد، در مجموع چه قدر پول خواهي داشت؟»
در همين موقع سارا با عصبانيت مي گويد:« اجازه! ببخشيد، از كيسه خليفه مي بخشيد؟! »

 

اولي:« اگر تلويزيونم روشن نشد، چه كار كنم؟»
دومي: «هلش بده، بگذار كانال دو.»

پسر به پدرش گفت:« پدرجان! چرا بعضي از آدم ها اين طوري حرف مي زنند، مثلاً مي گويند فرش  مرش، كتاب متاب، اسباب مسباب؟ »
پدر با خونسردي جواب داد:« پسرم! اين كار آدم هاي بي سواد مي سواده!»

 

معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»

 

{{خوشم تا وقتی که شما خوش باشید .}}

 

بــــــــــــــــــــــــــــــــای

 

[+] نوشته شده توسط رضا در 10:22 بعد از ظهر | |

لــیــنــک بـاکـــس مــــا :::: برای افزایش آمار بازدید خود لینک خود را به لینک باکس ارسال کنید
مطالب پيشين